محمد سعيد جانب اللهى

101

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

2 . پياز ريشه قولنجون « 1 » و خيار كبرو « 2 » و يا ريشهء بيخ آزار با زردهء تخم‌مرغ را در هاون مىكوبند و مرهم تهيه كرده روى محل درد مىگذارند ( جانب اللهى ، 1384 : 120 ) . كردها : برگ گزنه ، لبلاب ، اسفناج ، آويشن كوهى ، برگ بيد ، سير ، باقلا ، پرسياوشان ، برگ درخت گردو ، ترب ، تخم تمشك ، برگ كرفس ( صفىزاده : 178 ؛ نيز - درمان با منشأ حيوانى ) . فرورفتگى استخوان سر ( - پوست‌درمانى ) . 0 1 . بيمارىهاى عفونى تب در بافق دم‌كردهء گل وارده « 3 » گل بنفشه و كليد در ملك « 4 » را به صورت جداگانه مىخورند ( جانب اللهى ، 1384 : 120 ) . در ميبد : 1 . در مواردى كه تب شديد بود ، فلوس تجويز مىكردند ، اول گل نيلوفر ، سپستان و عناب را با گل سرخ و گل بنفشه و انگوره توره ( تاجريزى ) مىجوشانند و فلوس را تراشيده ، مغز آن را خيس مىكردند بعد از صاف كردن با جوشاندهء مزبور و مقدار زيادى روغن بادام مخلوط مىكردند و به مريض مىدادند بعد از فلوس مريض بايد عرق كاسنى بخورد و غذاى او هم نخوداب ( سوپ گوشت ) باشد . 2 . سبوس گندم ، گل ختمى با برگ بيد مىجوشانند و چند بار پاشوره مىكنند . 3 . در تب شديد شيرخشت ( مثل ترنجبين است ، دم مىكنند و مىخورند ) تجويز مىشد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در ميرجاوه جوشانده تر يا خشك ( گياه تازه يا خشك و پودر شده ) گلدر مىخورند ( جانب اللهى ، 1381 : 245 ) . در سنگسر قشر داخلى پوست جوانهء درخت بيد را كه سفيدرنگ است با ريشهء كاسنى در مقدارى آب مىجوشانند و به بيمار مىدهند ( اعظمى : 58 ) .

--> ( 1 ) . qulanjun ( 2 ) . kabaru ( 3 ) . v rda ( 4 ) . kelid dar molk